X
تبلیغات
گروه مقاومت دانشجویی شهید علم الهدی دیلم

گروه مقاومت دانشجویی شهید علم الهدی دیلم
قالب وبلاگ

ترجمه سوره قریش :

­­1) به خاطر ایجاد الفت قریش    2) ایجاد الفتی که بر اثر سفرهای زمستانه و تابستانه بود (الفت آنها در سفرهای تابستانه و زمستانه)

3)پس باید پروردگار این خانه را عبادت کرد   4) آن کسی که آنها را طعام داد از گرسنگی     5) و ایمن کرد آنها را از ترس

خوف:

خوف همان نگرانی است.

- تفاوت رُهب با خوف

خوف ترس درونی است. رهب ترس بیرونی است و  یک عامل بیرونی علت آن است و ممکن است هنوز خوف تحقق پیدا نکرده باشد.

فضای سوره :

قریش هم اقتصادشان رونق داشت و هم امنیت داشتند اما در عین حال خدا را نمی پرستیدند. بیشتر توجهشان به خانه خدا بود و به صاحب خانه توجه نداشتند . وسیله را می دیدند ولی به وسیله ساز توجهی نداشتند.

این رب است که هم طعام داد شما را و هم امنیت شما را باعث شد و باعث الفت شما شد. ولی شما به جای اینکه متوجه رب هذا البیت باشد ، به بیت یا خانه خدا توجه دارید.

 

آیه 4 و 5 نشان می دهد که قریش رونق اقتصادی و امنیت داشته است. آیه 3 نشان می دهد که توجه به خانه دارند  ولی توجه به صاحب خانه ندارند.

پس فضای سوره این شد که مردم به وسیله ها و واسطه ها توجه دارند ولی به وسیله ساز توجه ندارند. (این فضاست که به درد ما و همه نسلها می خورد.) مردم صاحب اصلی نعمت را نمی بینند.

سیر هدایتی سوره:

آیه 2 می آید آیه 1را توضیح می دهد. کدام انس والفت ؟ انس و الفتی که بر اثر سفرهای زمستانه و تابستانه بوجود می آمد.

مردم همه  احترام کعبه  را داشتند.  و مردم، قریش را بعنوان کلید داران کعبه می شناختند و به آنها احترام می گذاشتند.

در سفرهای زمستانه و تابستانه احترامشان را بواسطه کلید داری داشتند . وقتی به آنها حمله نشود هم رونق اقتصادی دارند و هم نگران امنیت نیستند. و به حرمت کعبه به آنها احترام می گذاشتند.

به خاطر قضیه عام الفیل مردم عظمت این خانه را می دانستند ولی به خدا توجه نداشتند.

ولی متاسفانه همین قریش به جای خدا، بت می پرستیدند. توجه به خانه داشتند، و حرمت و عزت این خانه را می دانستند و به کسی که به این خانه حرمت و عزت داده توجه نداشتند.

آنهایی که بت می پرستیدند میگویند ما نیرو هایی که از این بت ها هلول می شود را می پرستیم.

- چرا روی دو نعمت اقتصاد و امنیت تکیه شده است؟

چون دو نعمت اصلی در عرصه اجتماعی است که باعث ثبات جامعه می شود.

رهب یک ترس آنی است ولی خوف یک ترس ادامه دار است ، پس آنچه که انسان را در هم می ریزد و می شکند خوف است و همین شکل آن چیزی که جامعه ای را از هم می پاشد خوف است.

مردم اگر نگران باشند ممکن است احتکار کنند ، بی نظمی ها بیاید ، بی اعتمادی بیاید و....

نقطه مقابل خوف ، احساس امنیت است

چه را بطه ای بین فقر و خوف است؟

بعضی از خوف ها ریشه عقلانی ندارند و یک حالت روحی-  روانی است .اگر در جامعه ای که در آن فقر وجود دارد و در اثر فقر، خوف هم وجود دارد و بخواهیم این جا معه را رشد بدهیم باید امید به رفع فقر بدهیم تا این امید کم کم خوف را از بین ببرد.اگر مساله خوف را معالجه نکنیم مساله فقر را هم نمی توان معالجه کرد. نتیجتاً یکی از مواردی که در اسلا م گناه کبیره است نا امیدی است. وای به روزی که یک جامعه خود را ببازد و نسبت به آینده خود ناامید شود . خوف باعث می شود که برنامه ریزی اتفاق نیفتد و فرصت رشد را از یک جامعه می گیرد. بعضی با سیاه نمایی به صورت روانی و با ریشه غیر عقلانی خوف ایجاد می کنند.

در این جریان رونق اقتصادی قریش بواسطه امنیتی بود که داشتند. امنیت نیز  بر اثر احترامی بود که مردم برای خانه خدا قائل بودند. و این قریش هم منتسب به خانه خدا بودند و کسی به این ها هجوم نمی کرد.

پیام سوره :

قریش چون نعمت رونق اقتصادی را بواسطه امنیت دارد ، این نعمت ها را منتسب به خانه خدا می کند.

ولی صاحب این خانه بود که اصحاب فیل را نابود کرد تا این خانه حرمت پیدا کند. این ها از خدای این خانه غافل شدند .

اگر در جامعه ای فقر باشد و نا امنی، الفت وجود ندارد. ولی ممکن است در یک جامعه ای فقر باشد ولی خوف نباشد و الفت باشد. وقتی خوف اجتماعی ایجاد شد، اعتماد ی دیگر نیست و دیگر رشدی نیست.

قریش این رونق اقتصادی را می بیند. در حالی که این رونق اقتصادی ریشه اش در امنیتی است که به واسطه پروردگار خانه خدا ایجاد شده است.

مهمترین امنیت ، امنیت درونی است. برای ارزیابی امنیت ، باید امنیت درونی انسان ها را سنجش کنیم. امنیت بیرونی بر امنیت درون اثر دارد ولی تمام عناصر امنیت بیرونی نهایتاً  باید بر امنیت درونی انسان ها اثر بدهند تا حرکت یک ملت مشخص شود. ممکن است ملتی ابزار و وسایل بیرونی لازمه امنیت را داشته باشد ولی همچنان خوف، این ملت را نا امید از آینده به جلو ببرد.

 

امنیت نعمت پنهان است که بسیاری از نعمت ها در زمینه امنیت رشد می کند .

امنیت ریشه رشد بسیاری از نعمت هاست. امروزه امنیت در جامعه ما بواسطه خون شهدا  است.

- انسان موحد وسیله ساز را می بیند.

اگر امنیت دهنده را نبینیم ، با تغییر امنیت ظاهری ، خوف ایجاد می شود و رشد یک ملت کند یا متوقف می شود .

 

جهت هدایتی سوره مبارکه قریش:                                                                          

ضرور ت پرستش پروردگار بیت الله الحرام

برای قریش که در سایه همین خانه الفت گرفته و از گرسنگی و ترس نجات یافته است و برای همه مجاوران بیت الله الحرام در طول تاریخ.


موضوعات مرتبط: تدبر در قرآن، سیاسی، تاریخی، عقیدتی
برچسب‌ها: تدبر سوره قریش, علی جوکار
[ چهارشنبه دوم مرداد 1392 ] [ 12:43 ] [ احمد خواجه ] [ ]

 

1. حاج آقای معتمد یک معرفی کلی از خودتان بفرمایید.

 

اینجانب حسن فرزند عبدالله،شهرت معتمد ،متولد سال 1321ظاهراً 28 یا 26 اردیبهشت ماه سال 1321 هستم.

 

اهل و ساکن بندردیلم با شماره شناسنامه 6 موالید هستم.

 

2. شمادرعین نابینایی حافظ کل قرآن هستید،از کی و چگونه وارد مکتب شدید؟

 

داستان نابینایی ما به سن 6 ماهگی و افتادن از تاب به همرا مادر برمی گردد.

 

-عرض کنم وقتی که رفتم مکتب اصلا نرفتم که قرآن یاد بگیرم وحافظ کل قرآن شوم.کوچه ای که در آن بودیم،خونمون نزدیک به دریا و مشرف به آن بود.من مرتب به دریا می رفتم وبا بچه ها شنا میکردم ومرتب با هم درگیرمی شدیم،یا بچه ها مرا می زدند یا من بچه ها را میزدم هرکس توی دستم می آمد کمتر توان مرا داشت و من او را می زدم.اونایی که ازم دور بودند با سنگ با هم دعوا میکردیم.اون زمان مثل الان نبودند،نظم و ترتیبی نبود،مدرسه هم زیاد نبود.اکثر بچه ها توی کوچه ها بودند واگر خیلی پدر و مادرهاخاطر بچه ها رامی خواستند اونهارابه مکتب می بردند. البته مکتب هم نظم معینی نداشت واین بودکه مادر خدا بیامرزم خیلی بابت من زجر و ناراحتی میکشید که مثلاهر روز می آمدند درخونه که بچه ات ما رو زده یا مادرم بره از فلانی گله کنه که بچه ات امروز اومده حسن رو زده در رفته یا با حسن درگیر شده،او را با سنگ زده ورفته.این بود که مادرم به فکر افتاد که چه کنم که حسن زیاد آزاد نباشد و همش توی کوچه یا دریا نباشه و هم اینکه از این همه دعوا یه کم راحت بشم.حاجی ایرانمنش که پدر رضا ایرانمنش بود با هم رفت و آمد داشتیم.حاجی به مادرم گفت حسن را مکتب بگذار مادرم گفت حسن هم مثل تو نابیناست اگه رفت مکتب چطوری با این نابینایی بخونه و بنویسه؟ گفت بالاخره تو او را بذار ،مکتب رفتن او برای خودش خوبه. وقتی رفت هم فکرش آزد میشه و هم از لحاظ روحی راحت تره ، هم اینکه از این دعواها راحت میشی.مادرم گفت من حاضرم هزینه یک فرد سالم که به مکتب میرود را بابت حسن بدهم که فقط او را اداره کنند.

 

این را که گفت ما را پیش مادر عبدالرضا و عبدالوهاب امیری مرحومه  طلا رفیعی که مکتب داشتند ، گذاشتند.او زن بسیار متدین وبا تقوایی بود و همسرش از دنیا رفته بود.به او گفتند که حسن رو نزد خودت نگهداری کن و هر چی که افراد سالم وبقیه به تو می دن ما هم همونو به تو میدیم اونم قبول کرد.وقتی ما رو پیش او گذاشتند او زن باقید و باکفایتی بود وخیلی هم مومن.وقتی دید من همینجوری نشستم و به قول خودش هم می خواست حقوقی دریافت کند شروع کرد به درس دادن ابجد.


 

3. خودش قبلا به مکتب رفته بود؟

 

بله،البته او سوادش قرآنی بود نه مدرسه ای که مثلا بتوانست خط بنویسد یا خط بخواند.فقط سواد قرآنی داشت.

 

4.چیزی هم حفظ کرده بود؟

 

نمی دانم.اگر هم حفظ کرده بود،سوره هایی که مورد نیازش بود را حفظ میکرد مثل واقعه،الرحمن.اما اینکه بخواد همه را حفظ باشد،نه نبود. در واقع ملا مکتبی بود. با ما شروع به درس دادن و ابجد خواندن کرد.ابجد را خواند و ما یاد گرفتیم.سوره ناس وفلق را خواند و ما یاد گرفتیم و بعد آنرا از ما می پرسید بلد بودیم.دید ما حفظ و یادگیریمان خوبه،خلاصه کم کم با ما می خواند دید که ما همه چی رو در ذهن ضبط میکنیم و وقتی میپرسه بلدیم.دست آخر برای ما شریک گذاشت.دو نفر بودند یکی غفار قنواتی و یکی از آنها نجیمه همسر محمد دریادار که هر دو به رحمت خدا رفته اند.ما سه تا را با هم گذاشت و گفت هر گاه یاد گرفتید من به شما درس می دهم و هر وقت خواستم درس جدید بدم به هر سه تان درس میدم.بعضی مواقع بود که من که از حفظ می خواندم یاد می گرفتم اونها که از روی قرآن میخواندند یاد نمی گرفتند. اونها یه فرم دیگه یاد می گرفتند. به خانم امیری گفتم من بلدم تو به من درس بده اونا هروقت یاد گرفتن،یاد گرفتن.خانم امیری گفت:تو چون حفظ هستی امکان داره زیاد که شد از یادت بره اگه با اونا باشی برا خودت بهتره.خلاصه ما با هم درس می خوندیم چند بارهم اتفاقاتی افتاد که او ما رو از مکتب بیرون فرستاد.علتش هم این بود که قلقم دستشون اومده بود ،به محضی که می گفتند خانم امیری اینجوریه،اونجوریه با اونا دعوا می کردم.به گوشش رسید که فلانی از تو طرفداری میکنه و اسمت سر زبونها افتاده و مردها عمدا اسمت رو میارن. اون هم ناراحت میشه و من رو بیرون میکنه.اما باز هم برمی گشتم.20جزء قرآن رو پیش او خوندم تا اینکه مریض شد و به رحمت خدا رفت.ما قرآن را به دلیل بازیگوشی رها کردیم و در عین اینکه قرآن را کنارگذاشتم غصه اش را هم کم وبیش می خوردم اما در عین حال می گفتم که کسی نیست که پیش او بخوانیم ودیگه آزادیم میریم بازی می کنیم تا اینکه احمد موتوری خدا بیامرزش،او هم قرآن می خواند و هم مکتب قرآنی داشت . یه روز مرا در کوچه دید وگفت توکه قبلا قرآن می خواندی الان چی؟ گفتم الان که دیگه کسی نیست به ما قرآن یاد بده گفت خودم بهت یاد میدم.

 

5. تا چند سالگی نزد خانم امیری درس می خواندید؟

 

تا سن 11سالگی،یعنی 4سال.او در سال 1332 رحمت خدا رفت.خلاصه ما مرکز یادگیری رو در مسجد امام خمینی (ره) گذاشتیم که در ِآن زمان ،قدیمی،کوچک و سقفش از چوب بود.زمستان ها داخل مسجد قرآن می خواندیم و تابستانها توی حیاط. و عوض اینکه ما بریم پیش ملا احمد ،ملا می اومد با ما میخوند ومادرم در عوض آن ،چیزی به او تقدیم می کرد،تا اینکه اوایل سال37 ما قرآن را حفظ کردیم و ختم کردیم البته این ختم ،ختم اولیه بود یعنی نه مخارج حروف رعایت میشد نه تجوید. ما هم بخاطر اینکه یادمان نرود با رادیو و نوار تمرین میکردیم تا سال 49 که اون موقع حضرت آیت الله الهی در مسجد قلعه قدیمی که اون موقع سقفش بوریا بود منبر می رفت. آقای الهی دو ماه محرم و صفر دیلم می اومدن . آخر ماه صفر سال 49 گفت می خوام بعد از ماه صفر یه جلسه قرائت قرآن تشکیل بدم.ما رو خبر کرد،از بین بچه های کم سن و سال من بودم و آقای شفیعی و شهید غلامعباس دریایی.گفت می خوام یه هفته اضافه اینجا بمونم و بعد از نماز مغرب و عشاء جلسه قرائت قرآن راه بندازم.خوب شروع کرد و خیلی ها شرکت کردند از جمله آنها:مرحوم حاج نصراله زاهدی پور،عبداله علیمرادی،مرحوم پدرم،مرحوم حاج فرج اله مبارکی،مرحوم حاج عبداله اسدی،آقای شفیعی،من،شهید غلامعباس دریایی و مرحوم حاج علی عطارزاده.

 

6. ازسال 37 تا 49، می رفتید پیش آقای موتوری؟

 

نه،بعضی مواقع اوایل ماه رمضون به او یه سری می زدم ،سال43-41. به خاطر اینکه یادم نره و مروری کرده باشم می رفتم پیش ایشون.او همان قرآن ساده ی خودش را داشت منتهی من می خواستم یاد بگیرم که قرآن را غلط نخوانم وآن را فراموش نکنم.

 

سال 49 که آیت الله الهی جلسه قرائت قرآن را تشکیل داد و خوب برایش گرفت.خیلی ها شرکت می کردند یه تعداد فقط  گوش می دادند و به قولی تماشاچی بودند.حاج آقا الهی وقتی دید خوب شرکت می کنند این جلسات را 5-4 سال ادامه داد.یعنی هرسال اواخر ماه صفراعلام می کرد که جلسات قرآن برقراره.بعد ما را قسمت کرد:محمد داوودی،خدا رحمتش کند او را برای مسجد بازار گذاشت من هم برای مسجد حاج علی گذاشت.آقای شفیعی گفت هر کجا فلانی(آقای معتمد) است من میرم به اونجا.غلامعباس را هم برای مسجد قلعه گذاشت.جلسه قرائت قرآن ما هم خوب گرفت اونها هم براشون گرفت.زمستونها و تابستانها جلسه قرائت داشتیم جمع می شدند وتابستون در حیاط می نشستیم و هنوز برق کامل نبود،پنکه بود که گرم بود و برق مرتب نبود.زمستونا هم داخل می نشستیم.جلسات ما ادامه داشت تا سال 56که قبل از انقلاب بود انقلاب که شد دیگه نتونستیم ادامه بدیم.بچه ها می رفتن تو راهپیمایی ها می خواستند شعار بدن دیگه اون اجتماع پیش نیامد نه فقط برای ما بقیه مساجد هم همینطور.ما همینطور ادامه دادیم حاج آقا الهی کمک خوبی برای قرائت ما کرد مثلا مخارج،تجوید،مد ،جهت اخفا،صدای بلند و کوتاه،مد لازم کدام است و مد جایز چیست. در واقع قرائت قرآن ما مدیون زحمات آقای الهی است.خیلی موثر بود.

 

7. جلسات آقای الهی می رفتید بحث مد و سکون و اخفا وادغام چگونه در ذهنتان می ماند که کدوم حرف دارد؟

 

ایشان یه سری شعری برامون می گفت که مثلا تنوین و نون ساکنه،حکمش بدان ای هوشیار.اظهار کن بر حرف حلق،مقلوب کن بر حرف میم ،از مابقی اخفا بیارو...

 

8.زمانی که شروع کردید به حفظ قرآن براتون جذاب بود یا نه؟

 

اون زمان بله برام جذاب بود و ضمنا بیشتر همون علاقه و ذهن کودکی ام که برام چیز تازه ای بود و دوست داشتم چیز تازه ا ی رو تجربه کنم و یاد بگیرم.

 

9. در واقع اولین چیزی که یاد گرفتید و حفظ کردید قرآن بود؟

 

بله،درسته.

 

10. از کی شروع کردین به خوندن مفاتیح؟

 

دعاها را از رادیو که در ماه رمضان دعای سحر وافتتاح

 

می خواند یا در مجالس که دعای کمیل را می خواندند،دعای افتتاح ،دعای شبهای احیا می خواندند ودعاهای آخر را که می فهمیدم علاقه پیدا کردم که ادامه بدم و اینها را یاد بگیرم.

 

11. از برکاتی که از قرآن داخل زندگیتون اومده،بگید.

 

 هر چه برکات دیدم از قرآن دیدم. سابقاً آدمهایی مثل ما که معلول و ناقص بودند، مردم جای چیزی حسابشون نمی کردند مثلا می گفتن فلانی حسن رو زد می گفتن حسن رو که خدا زده.حتی همسر این جور افراد را از عشایر می گرفتند از خود شهر ما به اونها زن نمی دادند .آن زمان فرهنگ مثل الان بالا نبود. آدمهای نابینا را که بچه ها در کوچه می دیدند جلو پایشان چیزی می گذاشتن تا بیفتند و می خندیدند و یا دریا که می رفتند گل روشون پرت می کردند یا سرشان را زیر آب میکردند ولی من از روزی که خودم را شناختم وبعدی از اینکه سر و کارم با قرآن و دعا شد خداوند لطفی در حقم کرد که از بزرگ تا کوچک برایم احترام می گذاشتند. فرض کن بچه 10،12 ساله بودم و در مجالس مهم شرکت می کردم یا در حسینیه مرتب شرکت می کردم یا وقتی جمع بودند می گفتن بیا یه سوره قرآنی بخون.اینه که من هر چی برکت واهمیت و اینکه شخصیتی که گرفتم بوسیله قرآن بود.درعین حال خیلی ها وقتی فهمیدند در این مسیر قدم گذاشتم همه به من احترام می گذاشتند و دیدشان نسبت به من تغییر کرد.خیلی ها که مرا می دیدند تعجب می کردند که قرآن می خوانم واینکه چطور یه فرد نابینا می تونه به قول قدیمی ها سر سینه(از حفظ) قرآن بخونه واگراز یکی اشتباهی می گرفتم متعجب می شدند. فردی بود به نام ملا شهریار از اهالی روستای خواجه گیری فرد متدین و قرآن خوانی بود. می اومد دیلم وکارگری می کرد. وقتی فهمید که ما در مسجد حاج علی (مسجد امام خمینی(ره))جلسه قرائت قرآن داریم شب می اومد اونجا . بعضی مواقع یک کلمه غلط می خوند من درستش می کردم می گفت من عمداً غلط می خونم می خوام بدونم متوجه میشی یا نه؟ازکجا متوجه میشی؟ خلاصه این بود که دیدها نسبت به بنده عوض شد و ما هرچی برکت دیدم از قرآن بود .

 


موضوعات مرتبط: تاریخی، عقیدتی، مناسبت های روز، اخلاق
برچسب‌ها: شیخ حسن معتمد, روشندل دیلمی
[ دوشنبه چهاردهم اسفند 1391 ] [ 22:14 ] [ علی طاهری نیا ] [ ]

سوره ماعون

 

ترجمه سوره:

1.آیا دیدی کسی را که دین را تکذیب می کند ( به عبارتی آیا ندیدی کسی را که دین را دروغ می شمارد؟) 2. این همان کسی است که یتیم را از خود می راند  3. و بر طعام دادن مسکین تشویق نمی کند 4. پس وای بر حال نماز گزاران  5. کسانی که از نمازشان بی خبرن  6. کسانی که ریا می کنند 6. کسانی که از کمترین نیازهای حیات مادی منع می کنند.

فضای سوره:

در جامعه افراد نماز می خوانند، اما چون نمازشان، نماز بی خبرانه یا ریاکارانه است، آثار نماز در اجتماع دیده نمی شود و نمازشان نماز نیست.

کسانی که در عین حالی که ظاهرا در جبهه دینداران هستند عملا مکذب و تکذیب کننده دین هستند و نسبت به مسکین ( مشکلات اقتصادی جامعه ) و یتیم ( مشکلات روانی جامعه ) بی تفاوت هستند. پس فردی است که نسبت به جامعه بی تفاوت است. این نوع تکذیب دین خطرناک تر است، چون مشخص نیست و اینکه چون اسم دین را دارد، به دین نیز ضربه می زند.

اگر دل از نماز باخبر شد، ریا نمی کند، یتیم را از خود نمی راند و بر طعام مسکین تشویق می کند.

 

شرح واژه ها :

ماعون: کمترینن نیاز حیات مادی و معنوی انسان

لا یَحُضّ: تشویق نمی کند

یَدُعّ: می راند

ساهون: بی خبران

یراءون: ریا می کنند

کَذَّبَ: دروغ شمرد

 

مسکین کسی است که توان به دست آوردن ضروریات زندگی را ندارد و اگر مورد حمایت افراد جامعه قرار نگیرد نمی توا ند زندگی خودش را اداره کند. مظهر مشکلات اقتصادی مسکین است.

یتیم به افراد خرد سالی گفته می شود که از نعمت والدین یا یکی از آن ها محروم است و از نظر روانی نسبت به دیگران بیشتر در خطراست.

یَحُضُّ:

تشویق نمی کند. تشویق هم زبانی است و هم عملی. به این خاطر این کلمه بکار رفته است که کسانی که توانایی دارند عملا به مسکین کمک کنند به رفع نیازهای اقتصادی جامعه و کسانی که توانایی ندارند زباناً مشوق کمک به رفع نیازهای اقتصادی جامعه ی اسلامی باشند، یعنی کسی نباید در جامعه ی اسلامی نسبت به نیازهای اقتصادی و روانی بی تفاوت باشد. و بی تفاوتی نسبت به امور اقتصادی و روانی مسلمانان مساوی است با تکذیب عملی و باور نداشتن دین است.

سیر هدایتی: رابطه ی آیات 1 با آیات 2 و 3: بی توجهی و بی تفاوتی به مسکین چه در عمل و چه در زبان و بی مهری به یتیم مساوی است با تکذیب عملی دین (اهمیت توجه به مسکین و یتیم در دین).

فویلٌ لِلمُصَلّین- رابطه ی رابطه ی آیه 4 با آیه ی 1، فرد مذکور که مکذب دین است نماز هم می خواند؛ پس ظاهراً دین دار است و خودش را در جرگه ی دینداران می داند یا دیگران او را در جرگه ی دینداران می دانند.

رابطه ی آیه 5 و 6 با آیه ی 4: نماز باید تأثیر و رفتار و اندیشه ی انسان داشته باشد. اگر نماز در رفتار و اندیشه ی ما تأثیری نداشته باشد کار مهمل و بی فایده ای است و اصل دستور نماز به اندیشه و عمل ماست. حال اگر کسی نماز می خواند ولی عملاً به دین پایبند نیست در واقع مکذب عملی و اندیشه ای دین است.

اشکال از نوع برخورد او با نماز است نه اینکه نماز تأثیرگذار نیست، بلکه آن فرد یا نسبت به آنچه می خواند بی خبر است؛ یعنی ادای نمازگزار را درمی آورد و نمازی که نمود ارتباط ارتباط با خداست در نماز وی دیده نمی شود. ارتباط با خدا انسان را خداگونه می کند. چگونه کسی با خدا ارتباط داشته باشد (نماز بخواند) ولی احساس تکلیف و رحم و شفقت در او نباشد و فردی باشد که نسبت به مشکلات جامعه ی اسلامی بی تفاوت باشد. قطعاً نماز او نماز نیست. اشکال از نماز نیست که تأثیر نداشته بلکه اشکال از فرد است که نسبت به نماز بی خبر است. یا نمازش را برای عوام فریبی می خواند و اعتقادی به نماز ندارد. این فرد نه تنها خودش نسبت به نیازهای عادی جامعه بی تفاوت است بلکه مروج بی تفاوتی نیز هست، به خاطر توجیه رفتار خود.

آیه ی آخر یعنی از کمترین نیازهای ضروری نیز افراد دیگر را منع می کند. باید دیگران را عملاً و زباناً تشویق می کرد. که تنها تشویق نمیکند بلکه منع می کند.

نکات:

قوام یک جامعه از دو جنبه است. 1- نیازهای ضروری اقتصادی 2- نیازهای روحی و روانی

اگر در جامعه ای مردم نسبت به این دو که نمودشان در مسکین و یتیم است بی تفاوت باشند این جامعه سقوط می کند. ممکن است در جامعه ای نیاز اقتصادی باشد اما به نیازهای روانی جامعه توجه نشود، بازهم آن جامعه می پاشد. حفظ یک جامعه ی سالم در گرو رفع نیازهای مادی ضروری افراد و نیازهای روانی و عاطفی است.

اگر جامعه ای از لحاظ اقتصادی و معیشتی غنی باشد ولی به مسائل روحی و روانی توجه ای نکند، جامعه ایده آل اسلام نیست و بالتبع آن مشکلاتی بوجود می آید.

 

منظور سوره این است که شما نمی توانید نماز بخوانید و توجهی به جنبه اجتماعی دین نداشته باشید. چون دوام دینداری در گرو عمل به دین و اجتماع سالم است.

نکته:

در لا یَحُضُّ منظور اینست که شما در برابر فقر جامعه بی توجهید. اگر در برابر فقر جامعه بی توجه باشید، دین ندارید. یک رکن دینداری عملی اینست که شما نسبت به فقر جامعه توجه داشته باشید.

ممکن است پول نداشته باشید، می توانید دل بسوزانید یا نه؟می توانی به اندازه ای خودت داری کمک کنی یا نه؟ می توانی دیگران را تشویق کنی یا نه؟

نکته آخر:

اگر کسی نماز می خواند و دو اثر الف- توجه به یتیم ب- تشویق به طعام مسکین ندارد نمازش از دو حالت خارج نیست:
 1. از ریاکاران است

  2. نماز بی خبران

جهت هدایتی سوره :

تهدید نمازگزاران مکذب دین

از خود راندن یتیمان و بی تفاوتی نسبت به طعام مسکینان، از نشانه های تکذیب دین است. وای بر نماز گزارانی که با غفلت از نماز و ریا و منع کمک مالی به دیگران، زمینه فعلیت یافتن این اوصاف را فراهم می سازند و در عمل دین را تکذیب می کنند.

 


موضوعات مرتبط: تدبر در قرآن، عقیدتی، مناسبت های روز، اخلاق
برچسب‌ها: تدبر در سوره ماعون, علی جوکار
[ جمعه یازدهم اسفند 1391 ] [ 0:24 ] [ بیراتی ] [ ]


گفتگوی صمیمی با پاس دار حوزه دانش آموزی

1.در ابتدا یک معرفی از خودتان بفرمایید و اینکه سال و انگیزه ورود شما به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی چه بوده است؟

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ                                  

رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی- وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی- وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی- یَفْقَهُوا قَوْلِی

 

اینجانب محمد حسین پاژخ زاده هستم. ورودی 15 آبان ماه 1379 به نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و قریب به 12 سال است که مشغول به خدمت هستم. از این 12 سال، 10 سال در بسیج
دانش آموزی خدمت کرده ام و 2 سال نیز در بسیج فرهنگیان. انگیزه ورود من به سپاه بر می گردد به علاقه شدید من به مسائل نظامی. من همیشه در دوران نوجوانی آرزو داشتم که وارد ارتش شوم. از سال 65 اطلاعات نظامی را در داخل یک دفترچه جمع می کردم و علی الخصوص راجع به هواپیما.

در سال های دهه شصت و اوایل دهه 70 رادیو روزهای دوشنبه ساعت 11:15 یک برنامه مخصوص ارتش داشت و تلویزیون هم یک برنامه چهارشنبه شب ها داشت که این برنامه ها را دائم پیگیر بودم و شدت
علاقه ام به ارتش طوری بود که با نماهنگ برنامه اشک می ریختم. مجلاتی نیز از ارتش داشتم.

در سال اول دوره دبیرستان با بسیج آشنا شدیم و چون کار بسیج و سپاه بیشتر فرهنگی- مذهبی بود بیشتر علاقمند به فعالیت در سپاه شدم. سال 76 به انتخاب خودم به خدمت سربازی ارتش رفتم با اینکه این امکان برای من وجود داشت که به خدمت سربازی سپاه بروم. سال 78 خدمت سربازی من تمام شد و سال 79 بود که وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شدم.

2.انگیزه ورود شما به بسیج دانش آموزی و اینکه قریب به 10 سال است که در این حوزه فعالیت می کنید چیست؟

سال 80 که از استان بوشهر به شهرستان دیلم معرفی شدم، بنا بر تدبیر فرمانده ناحیه و اهمیت موضوع دانش آموزی شروع به کار کردیم. سابقه دوستی من با آقای محسن تنگسیری برای انگیزه کاری ما در بسیج دانش آموزی خیلی دخیل بود. قبل از ورود به سپاه با اینکه ما دانش آموز نبودیم ولی آقای تنگسیری ما را در امور
دانش آموزان و  حل مشکلاتشان دخیل می کرد و از ما نظر  و کار می خواست. و همین فرصت ها و حساسیت های حوزه دانش آموزی بود که باعث شد که محکم تر وارد این حوزه شویم. آقای تنگسیری بیشترین حق را بر گردن من در انتخاب راه درست در دوره نوجوانی دارد و بعد از ایشان استاد علی جوکار در شکل دهی و جهت دهی مسیر زندگی من تاثیر عمده و بسزایی داشتند.

3..در بدو ورود به بسیج دانش آموزی چه مشکلاتی سر راه داشتید و چگونه شروع کردید؟

فعالیت من در بسیج دانش آموزی در دو مقطع بود. 1. یک مقطع 3 ساله که زیر نظر آقای منصور اخوت بودم و بعد از آن مسول بسیج فرهنگیان شدم و از اردیبهشت سال 85 تا حالا بعنوان مسول بسیج
دانش آمزی درحال خدمت هستم. سه سال اول که پایه آن 10 سال فعالیت ماست در واقع به آشنایی با بسیج، جو دانش آموزی و مدارس گذشت. از سال 85 همزمان با اجرای برنامه های عمومی بسیج، یک گروه 30 نفره از دانش آموزان ممتاز مدرسه راهنمایی  شهید مدرس را با همکاری آقایان عباس امید و جعفر علوی جذب بسیج دانش آموزی کردیم. شروع برنامه های ما برنامه های فرهنگی- مذهبی بود که از استاد شیخ محمد گله گیری استفاده می کردیم. و برای اولین بار همان سال برنامه اردویی خارج از استان را در قم- اصفهان- تهران داشتیم. با برنامه هایی مثل بازدید از  جماران، زیارت حرم حضرت معصومه، بازدید از دانشگاه شهید رجایی و ... .

تقریبا همه آن حلقه 30 نفره الان دانشگاه هستند. دانش آموزانی مثل آقایان بابک پیران دانشجوی مهندسی مکانیک دانشگاه خلیج فارس بوشهر، آقای مجتبی قره باغی دانشجوی مهندسی مکانیک دانشگاه خلیج فارس بوشهر، آقای محمود خادم مهندسی برق بوشهر، آقای سعید ناصری پیراپزشکی یزد، آقای ابراهیم عباسیان دانشجوی مهندسی مکانیک دانشگاه آزاد نجف آباد، اسکندر احمدی، محمد حسن زمانی فر، حسن مرادی و... .

طی این 7 سال گذشته این 30 نفر شدند 180 نفر که در حلقه های خاص ما شرکت می کنند و برای آن ها برنامه های خوب و تقریبا جامعی داریم به غیر از برنامه های عمومی که در مدارس اجرا می شود.


4.کلا چه تعداد عضو در حلقه های عام و خاص شجره طیبه صالحین بسیج دانش آموزی دارید؟

بسیج دانش آموزی شامل دو بخش است. یک بخش بسیج دانش آموزی خواهران و یک بخش بسیج دانش آموزی برادران. در کل تعداد قابل توجهی در حلقه های عام و خاص ما فعالیت دارند و برای حدود 300 نفر که دانش آموزان ممتاز علمی، فرهنگی و ورزشی هستند، برنامه خاص و متنوع ورزشی، فرهنگی و علمی داریم.

5.اهم فعالیت ها و برنامه هایی که در بسیج دانش آموزی انجام میگیرد چیست؟ و چه اهدافی را دنبال می کند.

هدف ما در بسیج دانش آموزی اینست که دانش آموز در یک محیط سالم با فعالیت کارآمد در کنار دوستان و هم سالان خوب رشد کنند و بعد دانش آموزان در ابعاد مختلف رشد کنند. و بتوانیم از استعداهای خاص ورزشی و فرهنگی و علمی حمایت کنیم.

در زمینه ورزشی از سال 85  به طور دائم و لا ینقطع با مساعدت آقای صالحی فرد مسول تربیت بدنی شهرستان دیلم روزهای جمعه از ساعت 8:30 تا 14:30 سالن شهید ناطق زاده جهت ورزش فوتسال در اختیار بسیج دانش آموزی بوده است و مقاطع مختلف راهنمایی و دبیرستان در این سالن ورزش می کنند.

چند تابستان نیز از باشگاه بدنسازی آقای صابری به طور اختصاصی در ساعت خاصی جهت فعالیت بدنسازی دانش آموزان استفاده شده است. در محوطه بسیج آموزش دفاع شخصی زیر نظر استاد  مجید غلامیان برای مقاطع مختلف و به جهت افزایش روحیه اعتماد به نفس و روحیه سلحشوری برگزار شده است. کلاس های آموزش شنا نیز در دستور کار ما بوده است که توسط آقای جعفر علوی و بقیه دوستان برگزار می شود. کلاس های اسلحه شناسی نیز به طور مستمر در دستور کار
برنامه های ماست.

همچنین مسابقات دوی رهروان شهدا، کوه پیمایی اعضای حلقه های بسیج را نیز داشته ایم.

 ضمنا افرادی بوده اند که ورزش رزمی شان را از اینجا شروع کرده اند و الان پیشرفت های خوبی در زمینه ورزش رزمی دارند مثل آقایان محمد حقگو و محمد بهبهانی که دارای مقام های کشوری و استانی هستند.

ورزشکارانی موفقی هم بوده اند که بسیج دانش آموزی در حد وسع از آن ها حمایت کرده است مثل آقای رامین حیاتی

در زمینه فرهنگی- مذهبی که به حق بیشترین برنامه ها و کلاس های ما را به خود اختصاص
 می دهد برنامه های خوبی شامل: کلاس های تدبر در قرآن، احکام، اخلاق، کلاس های مشاوره ای، نهج البلاغه و.. به طور مستمر در این 7 سال داشته ایم. همین پارسال ما قریب به 500 کلاس فرهنگی-مذهبی داشته ایم.

6.از برنامه های اردویی بسیج دانش آموزی که طرفداران زیادی داره بگید؟

بسیاری از برنامه های اردویی ما غیر ابلاغی است، یعنی اینکه در سازمان بودجه ای برای آن تعریف نشده است. برنامه های اردویی که در این 7 سال داشته ایم شامل 3 بار اردوی شیراز، 3 بار اردوی همدان و 6 بار اردوی تهران بوده است.

همین تابستان گذشته 53 نفر از آقایان را به اردوی تهران، 45 نفر از آقایان به همدان، 20 نفر از آقایان به استان کهگلویه و بویراحمد و 20 نفر از خواهران را به اردوی همدان فرستادیم.

اردوهای سال 91 ما که بیشترین طرفدار را بین برنامه ها دارد 23 میلیون تومان هزینه برداشته است. که اردوی تهران که 12 روزه بوده است با 13 میلیون تومان بیشترین هزینه ما را به خود اختصاص داده است. که این هزینه ها شامل اسکان، ایاب و ذهاب و غذا  است. حقیقتا اردوی تهران یک اردوی آموزشی- تربیتی است. این چندسال اردو را در ماه مبارک رمضان جهت بهره گیری از فضای معنوی هیئت ها و سخنران های برجسته کشوری در ایام شب های قدر تشکیل داده ایم. اولین برنامه ما حضور در هیئت های مذهبی است که ما معمولا در هیئت امام حسن مجتبی (ع) سپاه غرب تهران شرکت می کنیم که سخنرانان برجسته کشوری از جمله دکتر مرتضی آقاتهرانی، حجت الاسلام صدیقی امام جمعه موقت تهران در آن جا سخنرانی می کنند با مداحی حاج سعید حدادیان.

سایر برنامه هایی که در اردوی تهران داشتیم شامل دو جلسه کلاس روانشناسی تربیتی با دکتر نویدی مقدم عضو هیئت علمی پیام نور قم، دو جلسه کلاس آشنایی با موضوع ولایت فقیه داشتیم که توسط استاد حجت الاسلام جلالی نماینده ولی فقیه در بسیج دانشجویی ارائه شد. دو جلسه هم کلاس انقلاب اسلامی با موضوع موانع و پیشرفتهای انقلاب اسلامی برگزار شد که این هم بر عهده ی حاج آقا جلالی بود.

دو جلسه نشست سیاسی داشتیم. یکی در مورد مسائل خاورمیانه و سوریه با جناب آقای دکتر گنجی جانشین سازمان بسیج دانشجویی و یک نشست هم با دکتر سعید جلیلی دبیر شورای امنیت ملی در محل شورای امنیت ملی داشتیم که با حضور همه ی دانش آموزان خدمت ایشان رسیدیم، که در خصوص مسائل خاورمیانه و هسته ای صحبت کردند. یک نشست فرهنگی با آقای وحید جلیلی برگزار کردیم که در مورد مسائل فرهنگی و اولویت های فرهنگی حوزه بسیج بحث شد.

از راکتور هسته ای تهران بازدید به عمل آمد و یک نشست علمی با حضور آقای دکتر عباسی رئیس سازمان اتمی کشور برگزار شد. رفتن به استادیوم آزادی، بازدید از برج میلاد، رفتن به استخر، زیارت امامزاده صالح، زیارت شاه عبدالعظیم حسنی و شرکت در نمازها ی ظهر و عصر مقام معظم رهبری در برنامه های اردوی امسال تهران ما بود. که شرکت در نماز ظهر و عصر به امامت مقام معظم رهبری را از سال 89 شرکت
 می کنیم .

7. انعکاس این اردوها در روحیه و انگیزه دانش آموزان چگونه است؟

این اردوها بیشترین استقبال را بین دانش آموزان دارد. و به گواه برخی از مسئولان ارشد سازمان بسیج مستضعفین کشور، این برنامه از برنامه های کم نظیر کشوری است که بسیار موثر است. و حقیقتا گزینش افراد برای این اردوها برای ما خیلی سخت است. البته با نظام امتیاز بندی که طراحی کرده ایم،هر کس امتیاز بیشتری کسب کند در این اردوها شرکت میکند.در این نظام امتیاز بندی برای معدل،حضور در نماز جماعت مساجد، نماز جمعه، شرکت در برنامه های ورزشی، شرکت در کلاسهای طرح صالحین و شرکت در برنامه های سازندگی امتیاز قائلیم البته با ضرایب مختلف.

جمعاً آنهایی که بیشترین امتیاز را بدست می آورند در این اردو شرکت می کنند.

دانش آموزان نیز اذعان دارند که در این اردو با مسائل روز آشنا می شوند. بازدیدهای علمی ما انگیزه درس خواندن را برای آنها مضاعف می کند. مثلا از دانشگاه صنعتی شریف،علم و صنعت، امیر کبیر و... بازدید
کرده ایم.

در همایش تجلیل از مبتکران برجسته بسیجی شرکت کرده ایم. و همه ی اینها در ارتقاء انگیزه علمی
دانش آموزان تاثیر بسزایی داشته است. دیدن و شنیدن سخنرانی سخنرانان و مداحی مداحان برجسته کشوری در تعمیق شعور و شور دینی نقش بسزایی دارد. بعضی از دانش آموزان اذعان می کردند ما تا الان در مناجات اشک از چشمانمان نریخته بود، ولی الان تجربه جدیدی از لذات معنوی داریم. به طوریکه دوستی  که تا حالا اشک نریخته بود را در انتهای جلسه مداحی زیر بغلش را گرفتیم و از جا بلند کردیم از بس اشک ریخته بود.

8.نقش و عملکرد بسیج دانش آموزی در بسیج سازندگی چیست؟

کار اصلی و عملیاتی در طرح هجرت یا همان بهسازی و زیبا سازی مدارس بر عهده بسیج دانش آموزی است و پشتیبانی آن با آموزش و پرورش و قرارگاه سازندگی. برای شروع کار اولا از دانش آموزانی که علاقمند هستند ثبت نام بعمل آورده سپس کارگاه آموزشی برای آن ها برگزار می کنیم و بعد شروع به کار می کنیم.

الان تقریباً بیش از 90 د رصد مدارس دیلم مثل شهید ستارپناهی ، باقرپور، دکتر حسابی، هدایت، پروین اعتصامی، صدف، سمیه، توحید و... مدارسی هستند که رنگ آمیزی کرده ایم. و به خصوص امسال کیفیت کار خیلی خوب بود.

9.آیا به دانش آموزانی که در این امر شرکت می کنند حق الزحمه ای هم داده می شود؟

بله-  البته حقیقتا هزینه بسیار کمی است، ولی روحیه ایثار و جهادی دانش آموزان است که این کار را حرکت
می دهد و هیچ وقت انگیزه مادی دخیل نبوده است. که اگر انگیزه مادی را دخیل می داشتند راضی نبودند که با روزی 1500 در گرمای تابستان (تیر، مرداد) روزی 6-5 ساعت سرکار بیایند.

10.کیفیت برنامه های علمی بسیج دانش آموزی را چگونه تشریح می کنید؟

یکی از مهم ترین برنامه های ما و به عبارتی موفق ترین آن ها که خروجی های ملموسی داشته و در سطح استان حرف اول ر در این زمینه می زنیم، برنامه های علمی است. در سال تحصیلی گذشته  402 کلاس تقوتی و کنکور برگزار کردیم. نسبت به ارتقا سطح مهارتی دانش آموزان نیز برنامه داشته ایم و تا چند سال با همکاری فنی و حرفه ای آموزش مکانیک خودرو، اتوکد و کامپیوتر داشته ایم.

11.چه دروسی در کلاس های علمی بسیج تدریس می شوند؟

فیزیک- ریاضیات- هندسه- حسابان- دیفرانسیل- شیمی و عربی که از بهترین معلمان حاضر در شهرستان استفاده می کنیم مثل آقایان حسین پور، زاهدی پور، ستارپناهی، فاضل و داوود گله گیر، طیبی، احمدرضا تنگستانی، رشیدی و...

کلاسها مختص به چند روز قبل از امتحانات نیست و در طول سال دایر است مثلا کلاسهای حسابان که از مهر ماه شروع می شود تا خرداد ماه.

سال گذشته دو نفر برای جشنواره علمی کشور در استان انتخاب شدند که هر دو نفر از دیلم بودند. آقایان اسماعیل خدایاریان و رضا دیلمی که بعنوان نمایندگان استان به این جشنواره رفتند و مورد تقدیر قرار گرفتند.

در سال تحصیلی گذشته بیش از 95 درصد دانش آموزان کنکوری ما در دانشگاه های مختلف قبول شدند.

برجسته ترین رتبه ها مربوط به آقای اسماعیل خدایاریان با رتبه 351 دانشجوی مهندسی شیمی اهواز، رضا علی نقی دانشجوی مهندسی شیمی خلیج فارس، محمد رضا شعبان پور دانشجوی دکترای داروسازی شیراز، علیرضا بازیار دانشجوی رادیولوژی دانشگاه شیراز، امیر بازیار دانشجوی ریاضیات کاربردی خلیج فارس، رامین اخلاق دانشجوی مهندسی صنایع خلیج فارس واحد جم، آقای رامین حیاتی دانشجوی
تربیت بدنی دانشگاه آزاد تهران، محمد اکبری دانشجوی مهندس معماری دانشگاه شهید رجایی، عباس
پور ابراهیم دانشجوی مهندس پزشکی دانشگاه علوم تحقیقات تهران و ... .

و در بین خانم ها هم، خانم پیران دانشجوی حقوق دانشگاه شیراز، خانم خضری دانشجوی حقوق دانشگاه شیراز، خانم آل بهبهانی  و ... به عنوان نمونه های موفق خروجی کلاسهای علمی ما هستند.

سال گذشته قریب به 13 میلیون تومان جهت کلاس های کنکور، تقویتی پرداخت کردیم و در سال تحصیلی جدید تا کنون 6 میلیون هزینه کرده ایم.

12.چه امکاناتی در اختیار دانش آموزان قرار گرفته است؟

امکانات ما واقعا در شأن یک دانش آموز نیست. بارهای بار به شورای محترم شهر، به فرمانداری، شهرداری، آموزش و پرورش و مسئولان سپاه و بسیج گفته ایم که ما هم پتانسیل قوی ای در جذب نیرو داریم، هم اینکه دانش آموزان از لحاظ استعداد در سطح بالایی قرار دارند. متاسفانه آن توجه شایان مسئولین را
نداشته ایم.

ما مجبوریم اتاق اداری را بر خلاف ضوابط سازمانی در خارج  از وقت اداری در اختیار دانش آموزان قرار دهیم، چون سالن مطالعه نداریم.

13.چند ساعت از روز در بسیج دانش آموزی فعالیت وجود دارد؟

حداقل 15 ساعت در روز است و در ایام امتحانات حوزه 24 ساعت باز است.کتابخانه و اتاق های کاری ما باز است در ایام امتحانات.

14.آیا تمامی اردو های شما داخل شهرستانی برگزار می شود؟

ما به غیر از اردوهای چند روزه خارج از استان، اردوهای یک تا چند روزه فرهنگی تفریحی در پارک جنگلی عامری را داشته ایم. 7 سال است که به طور مداوم گروه های مختلف را به این اردوها میبریم. سال گذشته 800 نفر عضو حلقه های صالحین مدارس را به اردوهای یک روزه و چند روزه بردیم. سال گذشته 10 برابر حجم ابلاغی و امسال نیز تعدادی از گروه ها را به این اردو برده ایم و انشاالله در بهمن و اسفند نیز گروه های دیگر را عازم خواهیم کرد.

برنامه های اردوی داخل شهرستانی در جنگل عامری را به این شکل برگزار می کنیم که:

1- چادر می زنیم  2- هر حلقه را جداگانه به اردو میبریم. حلقه اول دبیرستان،حلقه دوم دبیرستان و...  3- برنامه های ورزشی مثل کوه پیمایی، تیراندازی با تفنگ بادی ، پیاده روی شبانه و کلاسهای احکام ،اخلاق و دانش سیاسی برگزار می کنیم و نمازهای جماعت به طور مرتب برگزار می شود.

15.از فرصت ها و چالش های دانش آموزی و دغدغه های دانش آموزی برای ما بگید؟

دانش آموزان توقع دارند که به تمام خواسته هایشان داخل بسیج توجه شود. اتفاقاً چون دیده اند در بسیج به تمام مسائل مذهبی شان ، تربیتی شان ، ورزشی شان، تفریحی شان وعلمی شان توجه می شود، بسیج را  مأمن مناسبی می بینند و اینطور علاقمند وارد بسیج می شوند. شاید بیش از زمانی که داخل خانه شان هستند را داخل بسیج می گذرانند. متاسفانه ما در برخی مسائل شرمنده شان هستیم. بسیج دانش آموزی اگر حمایت شود می تواند به جای حمایت علمی و ورزشی و فرهنگی از 300 نفر، از 900 نفر حمایت خاص کند. ولی وقتی ما خودمان سالن مستقل ورزشی نداریم ؟! وقتی یک کلاس مناسب برای برگزاری کلاسها ... نداریم، شرمنده شان می شویم. درد دل بنده اینست که چرا مسولین شهر نسبت به این قضایا آنطور که باید و شاید توجه نمی کنند.

البته شورای شهر و فرمانداری و سازمان بسیج ما را مورد حمایت قرار داده اند، اما اصلاً این کافی نیست. این کارها برای کل شهر است و نیروی انسانی شهر است که در سیر تربیت و آموزش قرار گرفته و همه باید دست به دست بدهند تا این نهال نیرومند رشد کند. این تنها برای بسیج وسپاه نیست و عام المنفعه است. این حرکت بزرگ تلاش و همکاری و همدلی همه مسولان و والدین را می طلبد.

مسولین برای احداث یک پارک 750 میلیون هزینه جدا می گذارند که البته بحق هم هست اما حقیقتاً توجه به این نیازها بیشتر از توجه به نیازهای علمی ،فرهنگی و ورزشی دانش آموزان است؟؟

نباید حداقل یک صدم این مبلغ را به برنامه های علمی و فرهنگی موثر و ریشه ای و نه شکلی و نهادین اختصاص دهند؟

به نظر ما می توانند بیشتر از این توجه داشته باشند و کمک کنند. برنامه های ما براساس نیازهای
دانش آموزان است، هر چند بعضاً در برنامه ابلاغی ما نیامده باشد و سعی مان اینست که در جهت برآوردن این نیازها حرکت کرده باشیم و انتظارمان اینست که مجموعه ادارات کمک درخوری به ما داشته باشند.

* سه سال پیش طرحی به مسولان شهرستان ارائه دادیم که دانش آموزان فقیر و ضعیف از لحاظ علمی و فرزندان خانواده های آسیب دیده اجتماعی مثل خانواده های طلاق و اعتیاد را در مدارس راهنمایی پسرانه شناسایی کنیم (1387). از آقایان خواستیم که 5 میلیون برای شروع کار به ما بدهند و ما با برنامه هایی که  در بسیج انجام می دهیم کاری انشالله می کنیم که هیچ وقت بسیج را کنار نگذارند و آن ها را سازماندهی می کنیم. مقدمات کار را انجام دادیم و به کمک مدیران مدارس 118 نفر از این  دانش آموزان شناسایی شدند، اما متاسفانه به ما ریالی کمک نشد.

16.در زمینه آسیب هایی که دانش آموزان را تهدید می کنند که در اولویت وظیفه مشترک آموزش و پرورش و مجموعه بسیج دانش آموزی است چه مواردی را می توانید اولویت بندی کنید؟

مهمترین آسیب، آسیب اخلاقی است که با توجه به حجم تهاجم فرهنگی امروز بیشترین آسیب را در این زمینه داریم. که  البته سعی کرده ایم با کلاسهای شجره طیبه صالحین، ارتباط مستقیم، رشد سطح آگاهی شان به این مسائل و تقویت ایمانشان این موارد را کنترل کنیم.

* آسیب اخلاقی را بعضاٌ ریشه ضعف علمی دیده ایم.

* از دیگر آسیب ها، ضعف رابطه صمیمی بین خانواده ها و دانش آموزان است که دانش آموزان گلایه دارند و بیشتر به نظر من ضعف از ناحیه خانواده است و این شکاف نمی تواند همه ی پتانسیل های یک خانواده را بروز دهد. دانش آموز احترام پدر و مادرش را دارد، پدر و مادرش را دوست دارد، اما این اعتماد را ندارد که مسائل و مشکلات خود را با خانواده در میان بگذارند؛ مسائلی که در جامعه و مدرسه با آن برخورد دارد.

در حوزه دانش آموزی سعی کرده ایم یک رابطه عاطفی و حمایتی بسیار نزدیک با دانش  آموزان داشته باشیم که بتوانیم کمی به این مشکلات رسیدگی و پاسخگو باشیم. مشکل نسل امروز اعتماد است.

از روحانیون محترم نیز جهت مباحث اعتقادی و تربیتی دانش آموزان استفاده می کنیم. مثل حجج الاسلام رعیت،عباسیان، فصیحی و...

17.دانش آموز در دوره نوجوانی سعی به استقلال شخصیتی و گرفتن الگو برای زندگی دارد. برای این نیازها چه برنامه ای دارید؟

از بزرگترین دغدغه ما همین ارضاء حس استقلال طلبی و تنظیم روابطشان با بقیه است. با برگزاری کلاس های مشاوره ای ، روانشناسی تربیت دینی، آگاهی دانش آموزان را نسبت به این قضایا افزایش می دهیم. در کنار این قضیه با ارتباط صمیمی و روابط چهره به چهره در موارد متعدد به عنوان معتمدشان وارد شده ایم و بعضا بسیاری از مشکلات دانش آموزان را حل کرده ایم.

18.اخیراٌ رهبری در سفر خراسان شمالی در جمع معلمان و اساتید به شاخص هایی در تربیت کودک و دانش آموز همچون خرد ورزی، خودباوری، بردباری، کاری جمعی و تعاون، همت بلند، مطالعه و کتابخوانی، امید به آینده، کنجکاوی و تن به کار دادن تاکید داشتند. آیا برای این شاخص ها برنامه ای دارید؟

تحقق این شاخص های عمیق و به حق، در درجه اول بر دوش والدین و آموزش و پرورش و شاید بعبارتی مجموعه نظام آموزشی و تربیتی کشور است. اکثر برنامه ریزی و اجرای برنامه های اجتماعی، فرهنگی، ورزشی و حتی نیازهای علمی را به تصمیم گیری های خود دانش آموزان تاکید می کنیم تا هم در برنامه ریزی و هم در اجرا روحیه تعاون و همکاری را تجربه کنند. برنامه های بسیج سازندگی و برنامه هایی که با کمک فنی و حرفه ای انجام می دهیم در جهت تن به کار دادن و ایجاد روحیه کار و خلاقیت است. که البته باید خیلی بیشتر از این ها برنامه ریزی و مشورت داشته باشیم.

مطالعه کتب درسی و کتب مورد نیاز فرهنگی نیز در اولویت های ماست. و بارها برنامه های مطالعه بعضی از آثار شهید مطهری و آثار شهدا را در دستور کارهامان داشته ایم.

سعیمان اینست که در برنامه ها و اردوها به تمامی دانش آموزان مسولیتی بدهیم تا روحیه مسولیت پذیری و تعامل با دوستانشان در آن ها تقویت شود.

قریب به ده جلسه آزاد اندیشی داشته ایم لا موضوعاتی چون بحث موسیقی، بحث امنیت اجتماعی، مد و مد گرایی که هم دانش آموزان و هم دانشجویان و بعضا روحانیون محترم حضور داشته اند. در این فضا سعیمان این بود که دانش آموزان با رعایت اخلاق و با منطق آزادانه نظراتشان را به بحث بگذارند که البته استقبال خیلی خوبی داشته است. 

19.همکاری و رابطه شما با آموزش پرورش در پیشبرد اهداف آموزشی و تربیتی دانش آموزان چگونه است؟

ما طی این چند سال صمیمانه ترین رابطه را با آموزش و پرورش داشته ایم و داریم و ما در واقع بدنه مشترک آموزش و پرورش و بسیج و سپاه هستیم. و همه مسئولان قبلی و فعلی آموزش و پرورش مثل آقایان کنگانی، زادمهر ،برمکی و آقای عبداللهی از هیچ کمکی به ما دریغ نکردند. اما هیچ وقت این کمک ها رافع محرومیت ها نبوده است.

حقیقتا  از آموزش پرورش انتظار داریم که در جلسات اولیاء و مربیان و همچنین برای دانش آموزان در خصوص اهمیت و فعالیتهای بسیج دانش آموزی تاکید ویژه داشته باشند و این اعتماد سازی را برای والدین ایجاد کنند.

درخصوص اهداف تربیتی به عنوان مثال در قضیه ی عفاف و حجاب برنامه هایی که تحت عنوان همایش اتفاق می افتد مسکن هستند و درمان واقعی نیستند. درمان واقعی این است که دوران ابتدایی دختران را با فرهنگ عفاف و حجاب آشنا کنیم. خانواده ها را توجیه کنیم. مربیان آموزش و پرورش خود کاربلد باشند و برای اینکه عفاف و حجاب تبدیل به فرهنگ شوند نیاز به برنامه های علمی مستمر دارد. اینکه از همان دوران ابتدایی دختران ما علاوه بر تشخیص فطری زیبایی ظاهری، با زیبایی و تصدیق صداقت، ایثار، روحیه تعاون و همکاری، ادب رفتاری، خودباوری و هویت و... آشنا شوند و کسی که با گوهرهای درونش آشنا شد و محیطی یافت که علاوه بر ظاهر به همه این گوهرهای درون احترام و ارزش گذاری می کند، از این گوهر عفت نیز به طریق اولی محافظت خواهد کرد.

استفاده دائمی از منابع اسلامی در تبیین این قضیه برای مربیان و آن ها نیز با اعتماد سازی ای که انجام میدهند می توانند نقش برجسته ای داشته باشند، که البته شرح آن در حوزه تخصصی این حقیر نمی باشد.

20.چه خلأ هایی در شهرستان در مورد نیازهای اساسی دانش آموزان احساس
می کنید؟

سوال بنده اینست که متولی نخبگان علمی در شهرستان چه نهادی می باشد؟ این همه استعداد علمی داریم، متولی شناسایی و رسیدگی به اموراتشان به عهده ی کیست؟ الان که بسیج در این امر برنامه هدفمندی دارد چرا مورد حمایت قرار نمی گیرد؟ بارها از طریق بسیج مستضعفین به ما گفته شده که کاری که شما انجام می دهید کار آموزش و پرورش و بقیه ارگان های مسول است و وظیفه شما تا این حد فعالیت نمی باشد. ولی ما حقیقتاٌ این نیازها را اساسی می دانیم و این علم را بدست گرفته ایم ولی عملاٌ به ما کمکی نمی شود. هزینه ی کلاس تقویتی ما می شود 7 میلیون و فلان اداره مسول 300هزار تومان به ما کمک کند نمی تواند پاسخگوی نیاز ما باشد و متاسفانه ما امسال نتوانستیم کلاس کنکور برگزار کنیم چون کسی کمکمان نکرد. و دانش آموزان نیز توانایی پرداخت همه ی هزینه های کنکور را ندارند.

اکثر دانش آموزان قشر ضعیف و متوسط اند و ندارند که این هزینه هنگفت را بپردازند. هزینه ی 80 جلسه ی کنکور نزدیک به 5-4 میلیون می شود. اما کسی نبود که حمایت کند و به همین خاطر کلاس برگزار نکردیم.

البته فرماندار محترم امسال قول مساعدت داده اند که کمک کنندو ما همچنان منتظر دریافت این قول هستیم.

که البته تشکر صمیمانه از فرماندار محترم دارم که رابطه ی صمیمی با بسیج دانش آموزی دارند و همچنین آقایان علی نیا و میرجهانمردی معاونین فرماندار.

از اعضای محترم شورای شهر و شخص شهردار محترم به خاطر رابطه صمیمانه و بعضا حمایت هایشان تشکر کنم، هرچند که گفتم انتظار ما از آقای فرماندار و هم شورا و شهردار خیلی بیشتر از این هاست.

جا دارد از اینجا از امام جمعه شهرستان و ریاست محترم سازمان تبلیغات بابت برگزاری اعتکاف دانش آموزی و همچنین جذب کمک برای اردوی راهیان نور خواهران تشکر کنم.

21.استقبال والدین از برنامه های بسیج دانش آموزی چگونه است؟

والدین دانش آموزان حلقه های خاص شجره طیبه صالحین که چند سال هست در خدمتشان هستیم هم راضی اند و هم ما را حمایت می کنند و اعتماد دارند ولی اکثر والدین حلقه عمومی شجره صالحین در مدارس هنوز نسبت به فعالیت های بسیج توجیه نیستند.

* بودجه های ما کلاٌ 10 درصد از طرف ادارات و 90 درصد از طریق بقیه قسمت های سپاه می باشد.

* امسال 33 میلیون لباس و کاپشن بسیجی در اختیار بسیجی ها قرار دادیم . و این سومین سال است که در اختیار بسیجی ها کاپشن قرار می دهیم. و حدود 400 تا امسال توزیع کردیم.

22.انتقاد پذیری شما چگونه است؟

اگر منطقی و مستدل باشد قطعا می پذیرم.

23.فرماندهان سپاه دیلم نیز از برنامه های شما حمایت می کنند؟

حمایت های آقایان غزنوی، شهبازی و اسدی الحق و الانصاف به صورت ویژه و خاص بوده است و جا دارد صمیمانه از آن بزرگواران تشکر کنم.

و بدون اغراق مدیران محترم مدارس و فرماندهان واحدهای مقاومت بازوان مشورتیی و اجرایی حوزه هستند و بدون چشم داشت در اجرای برنامه ها بیشترین همکاری و هماهنگی را با حوزه دارند.

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: عقیدتی، مناسبت های روز، اخلاق
برچسب‌ها: محمد پاژخ زاده, حوزه دانش آموزی
[ یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ] [ 11:46 ] [ احمد خواجه ] [ ]


 

 

مفاهیم سوره : کوثر شانئه - ابتر

کوثر : خیرکثیر مداوم و متصل

شانئه : دشمن

ابتر : مقطوع ، بی نتیجه ، مقطوع النسل

ابتر یعنی بی عقبه و لزومی نداریم که بگوییم که بی فرزند و مقطوع النسل است.

فضای سوره : از آیه سوم سوره بدست می آید. ( إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الأبْتَرُ )

 

دین اسلام توسط پیامبر ابلاغ شده و روز بروز در حال رشد است. عده ای که منافعشان در خطر افتاده بشدت نگران این وضعیت هستند. مردم روز بروز به دین محمد (ص) می گروند. لذا دشمنان برای مقابله با گسترش دین پیامبر (ص)، انواع اتهامات به پیامبر واردکردند؛ ساحر، کاهن و... تا شاید ازگسترش دین اسلام جلوگیری کنند.

یکی از ترفندهای دشمن در مقابله با گسترش دین این بود که به جامعه القا کنند که این دین بعد از مرگ پیامبر می میرد. لذا به پیامبر طعنه ابتربودن را زدند تا با مطرح کردن اینکه چون پیامبر فرزند پسری ندارد، پس دین محمد با مرگ او تمام می شود. که باعث روحیه دادن به  هم کیشان کافر خود و ابراز خوشحالی از این موضوع شوند. همچنین مومنان را از ادامه راه ایمان دلسرد کنند. در این فضا خداوند با نزول سوره کوثر به کمک خط ایمان که در راس آن پیامبر است می آید.

عرب تداوم یک تفکر را در تداوم فرزند می دانسته است. چون این ها فکر می کردند که اندیشه ای تداوم می یابد که دارای نسل باشد آنهم مرد است که در میدان جهاد و اندیشه و فکر و مبارزه است.

 

سیرهدایتی سوره

 کوثر در مقابل ابتر که به معنای بی عقبه و قطع شده است آمده است. اگر بخواهیم کوثر را در مقابل ابتر معنا کنیم به معنای خیر کثیر مداوم وجریان دار است. یادمان باشد هر کثیری کوثر نیست.

قبل از حضرت فاطمه هم، پیغمبر دختر داشت و نمی خواهد بگوید که ما به تو دختر دادیم.
می خواهد بگوید ما به تو چیزی دادیم که باعث ماندگاری دین توست. به استدلال ما شخص حضرت زهرا و اولاد او بیشترین تلاش را در راه حفظ دین کرده اند. و دوام و بقا پیامبر بوسیله آن بزرگواران است.

 

رابطه آیه 1 با 2

ای پیامبر (ای انسان)، ما به تو خیر کثیر متصل و مداوم و همیشگی دادیم اماچگونه باید از این خیر کثیر مداوم بهره مند بشوی که تو هم مداوم و جاویدان گردی؟

 فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ-  با اتصال و ارتباط با خدا و با شکر گزاری خدا. بخاطر این خیر کثیری، با شکرعملی از آن که بهترین نماد شکر و اتصال به خدا نماز است و با گذاشتن از دنیا ( وانحر : قربانی کن یا دستانت را هنگام نماز مقابل گوشهایت قراربده )که هر دو معنای گذشتن از دنیاست. اگر از دنیا نگذری و توجه ات را از دنیا بر نداری اتصال با خدا برقرار نمی شود؛ و از کوثر بی بهره می شوی و از کوثر جدا می شوی. اگر از کوثراستفاده نکنی، در آن صورت ابترهستی. ای پیامبر(ای انسان) ما نعمت هدایت، و آنچه این خط هدایت را نگه می دارد -قرآن و عترت- را به تو دادیم، چون حرکت تو در سایه ارتباط با خدا و گذشت از دنیاست. این نعمت تو را جاودانه می کند و نام تو همیشه خواهد ماند ولی دشمن تو چون توجه اش به خدا نیست و به دنیاست اگر هزاران فرزند هم داشته باشد ابتر است. اوست که با مرگش اندیشه اش را به گور خواهد برد. و خودش نیز به اسفل سافلین سقوط خواهد کرد. اندیشه مقابل توست که محکوم به نابودی و زوال است. خیر را اگر بخواهیم ماندگار شود باید جهتش را خدایی کنیم و گر نه ابتریم، چون ارتباط با خدا ارتباط با نامحدود است و پایانی برای آن نیست.

وانحر: در این فضای سیاسی جامعه که کفار با خوشحالی تبلیغ می کنند که با مرگ پیامبر تفکرش می میرد، پیامبر با قربانی کردن سور می دهد و باعث تضعیف دشمن و تقویت دوست می شود. توجه به فقرا و توجه به زکات را نیز می توانیم بگیریم.

 

إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الأبْتَرُ_فقط دشمن تو ابتر است

 

تداوم انسان در دنیا این است که فکرش بماند. مگر بزرگان تاریخ به خاطر فکرشان ماندگار شدند یا به خاطر فرزندانشان!

مردم در مقابل تو دو دسته می شوند؛ یا دشمن تو هستند یا نیستند.

 اگر دشمن تو نبودند از کوثری که به تو دادیم (نعمت هدایت قرآن و عترت)، بهرمند می شوند  و هر کس به نسبت توجه ای که به خدا دارد و بی توجه به دنیا از نعمت کوثر بهرمند می شود.

 اگر دشمن توست، چون دشمن تو کسی است که توجه اش به دنیاست و به خدا توجه ندارد، چون نماز ندارد متصل به خدا نیست. از نعمت کوثر بی بهره می ماند، پس محکوم به نابودی است ( توجه اش به دنیاست نه کوثر ). دنیا فانی است و فکر و اندیشه او نیز نابود شدنی است. آنچه که نجات بخش بشر است می ماند؛ که همان کوثر است (قرآن و عترت). آنکس که از نعمت کوثر در سایه توجه به خدا استفاده کرد می ماند و به تبع کوثر ماندگار می شود.

منظور از ابتر بی نتیجه ماندن این مخالفت هاست. درسته تفکر انحراف از اسلام مانده است ولی اشخاص را نگه نداشته است و بعنوان چهره زشتی از آنان یاد می شود که این ماندگار نیست. الان ممکن است نمود تفکر انحراف آمریکا باشد ولی خبری از عاص بن وائل و ابوجهل نیست ولی تفکر حقی که مانده است خبر از پیامبر است. پس پیامبر ماندگار شد و آن ها نابود شدند.

بی بچه بودن هم یک ضعف نیست که قرآن با صراحت و به عنوان پاسخ مطرحش کند به عنوان ضعف دشمن. ابتر یعنی بی عقبه و بی نتیجه.

یکی از مصادیق بارز کوثر حضرت فاطمه زهرا (س) است که تداوم بخش خط قرآن و عترت است.

در تعبیر دیگر در  انا اعطیناک الکوثر- ک  به انسان برگردد. ای انسان ما به تو خیر کثیر دادیم.

اگر شکر گذار این نعمت هدایت باشی ماندگار هستی و شکر گذاری از این نعمت در سایه توجه به خدا و بی توجهی به دنیا تحقق می یابد و اگر شکر گذار این نعمت نباشی، مال و فرزندان  و طایفه و منصب و ... تو را جاویدان نمی کند و ابتر هستی.

نکته: چه بسا افرادی که پسران زیادی داشتند اما ابتر بودند و افکار و اندیشه هایشان و نامشان  به زباله دان تاریخ رفت و راهی دوزخ شدند.

نکته : در این سوره قرآن میخواهد بگوید شما که پیامبر را به خاطر نداشتن پسر ابتر می دانید، ابتر بودن به داشتن یا نداشتن پسر نیست _ ابتر بودن به نداشتن کوثر است. آنچه انسان را جاویدان میکند کوثر است نه فرزند پسر.

 

جهت هدایتی سوره-

جاودانگی پیامبر در پرتوی اعطای کوثر و ناپایداری دشمنان بدخواه آن حضرت

نکته : خداوند فرزندان حضرت آدم را به قربانی کردن می آزماید. قربانی کردن نمود گذشتن از دنیا است.

تا اتصال به خدا پیدا نکنی از دنیا نمی توانی بگذری و تا از دنیا نگذشتی اتصالت ادامه نمی یابد.


موضوعات مرتبط: تدبر در قرآن، عقیدتی، مناسبت های روز، اخلاق
برچسب‌ها: سوره کوثر, علی جوکار
[ یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ] [ 11:12 ] [ بیراتی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

گروه دانشجویی شهید علم الهدی بندر دیلم با انگیزه نشر اندیشه های اسلام ناب محمدی ابتدا در بین خود دانشجویان و بعد در سطح شهرستان و پیروی محض از خط امام و رهبری و ولایت مطلقه فقیه در تاریخ 19/4/1388تاسیس گردید . انشالله که بتوانیم در اهداف خود پیروز و سربلند باشیم .
باتشکر گروه مقاومت دانشجویی شهید علم الهدی

لینک های مفید
امکانات وب
WebGozar.com Counter code -->